به گزارش شهرآرانیوز؛ دلت آشوب میگیرد. تنگ میشود. این مشهد ماست؟ صبح جمعه مشهد، مشهد نبود، جمعه شیفت بودم و مثل همیشه رفتم ایستگاه مترو اما... بغضم گرفت. بوفه، چند مغازه مترو و ایستگاه مترو را آتش کشیده بودند. تمام ایستگاه پر از شیشههای خردشده بود.
نردههای سبز حریم ریل مترو از ایستگاه سیدرضی تا زیرگذر آزادی کنده و روی ریل انداخته شده بود، خدایا این همه خودرو سوخته، این همه اتوبوس سوخته، این همه ایستگاه اتوبوس شیشههایشان فروریخته و... مگر میشود مردم دلشان برای خودشان نسوزد؟ باور نمیکنم که مردم اینطور خشن به جان اموالی بیفتند که همه و همه از جیب خودشان هزینه میشود.
اتوبوس بیآرتی بسوزانیم؟ کجا هستند آنها که به نام ما اتوبوسی را سوزاندند؟ شما چطور مردمی هستید که به اسم مردم و برای دفاع از مردم مقابل اتوبوس پر از جمعیت را گرفتید و آنها را با رعب و حشت پیاده کردید و در ادامه مقابل چشم همه مسافران که اغلب قشر کارگر و زحمتکش بودند اتوبوسی را آتش زدید؟ شما مردم هستید؟ وا... که نه.
این روایتها، دردنامهای مردمی است. از جنس مردم برای مردم. ما مردم مشهد را دوست داریم. ما درختان این شهر را که در آتش کینه سوختند دوست داشتیم. برای ما مردم مترویی، مترو با همان واگنهای کم و شلوغی جمعیتش، عزیز بوده و خواهد بود. چطور میتوانیم باور کنیم که از خود مردم جوری به ایستگاههای مترو آسیب بزنند که حالا دو روز مترو به روی من کارگر بسته باشد.
من کجای این آشوبم؟ من که هر روز با مترو از طبرسی تا وکیلآباد میرفتیم و حالا نمیتوانم؟ کجای دنیا مطالبهگری با خرابی است؟ کجای دنیا مردم مقابل مردم بودهاند؟ این صدای ماست. صدای ما که با عزت و با همه مشکلات ایستادهایم. ما ایستادهایم در کنار هم، چون ما مردم قلبمان برای یکدیگر میتپد.

مسافر مترو: کارگر ساختمانی هستم و هر روز خودم را با مترو خط ۲، از انتهای طبرسی به میدان شهید کاوه و سپس با خط اتوبوس به انتهای پیروزی میرسانم. خط مترو روز گذشته تعطیل بود. شنیدم تمام ایستگاههای خط یک را خراب کردهاند. با این شرایط مترو را تعطیل کردهاند. من کارگر مگر توانایی مالی دارم که هر روز این همه مسافت را با تاکسی اینترنتی بروم و برگردم؟ اگر دو بار در روز هزینه تاکسی بدهم که درآمد کل روز را باید فقط برای جابهجاییام صرف کنم؟ در این چند روز نیز قیمت تاکسی اینترنتی از قیمت عرف هر روز بیشتر بوده است. ما چه گناهی کردهایم؟
پاکبان: همه تخریبهای پنجشنبه شب سبب شد که کار ما سختتر از قبل بشود. روز و شب نداریم. صدمات وارده به مبلمان شهری زیاد است. مجبوریم هر شب تا پاسی از شب به تمیزکاری و جمعآوری وسایل تخریب شده بپردازیم این چه وضعیتی است؟

بانوی خانهدار: دخترم دو روزی است که به شدت سرماخورده است و تصمیم گرفتم با خرید موادغذایی برای او سوپ درست کنم. با شرایطی که پیش آمده به همسرم گفتم که از سوپر سر محله که به صورت ۲۴ ساعت فعال و باز است خرید کند، اما او گفت که سوپر بسته بوده است. مردم برای خرید چهکار کنند؟ این چه وضعیتی است که برای مردم ایجاد کردهاند؟ این اتفاقات زندگی مردم را مختل کرده است. بیشتر عابربانکهای هاشمیه نیز تخریب شده است و با این شرایط هیچ کار بانکی نمیتوانیم انجام دهیم.
خانم میانسال نیازمند آزمایشگاه: سنوسالی از من گذشته است و پاهایم دیگر توان راه رفتن ندارند. با این شرایط باید روی ویلچر بنشینم تا به بیرون از منزل بروم. همیشه برای چکاپ سالانهام با آزمایشگاه تماس میگرفتم و کادر آزمایشگر به منزل مراجعه میکردند و در منزل نمونهگیری خون را انجام میدادند. از روز گذشته با هر آزمایشگاهی تماس میگیرم تا به منزل مراجعه کنند و نمونه خون را بگیرند تمام آزمایشگاهها اعلام میکنند اعزام نیروی آزمایشگاه ندارند. ما چه گناهی کردهایم؟

دغدغه یک بانوی باردار: هفته آخر بارداری هستم. قرار بود پزشک معالجم تاریخ زایمانم را در یکی از بیمارستانهای شهر برای اواسط این هفته بگذارد. منشی دکتر شب گذشته تماس گرفت و گفت شاید نیاز باشد پزشکتان را عوض کنید. از او پرسیدم چرا؟ منشی اینطور جواب داد که پزشکتان در شرایط فعلی پذیرش بیمار بیمارستانی ندارند. این شرایط دلهرهآور است به خصوص برای یک خانم باردار.
بیمار نیازمند دارو: دخترم بیماری صرع دارد و داروی ضدتشنج مصرف میکند. قرصهایش تمام شده بود و تصمیم داشتم پنجشنبه دکتر بروم تا دوباره داروی ضدتشنج او را تمدید کند و بگیرم. منشی دکتر کنسل کرد و گفت که به دلیل شرایط فعلی محدوده احمدآباد، چند روزی پذیرش بیمار ندارند. به او گفتم: داروی ضدتشنج دخترم تمام شده است. منشی گفت: اگر به داروخانه بگویید و نسخههای قبلی را نشان دهید. دارو را تحویل میدهد. با پای پیاده تا داروخانه شبانهروزی رفتم، اما وقتی رسیدم داروخانه تعطیل بود. مگر اسم داروخانه شبانهروزی نیست؟ چرا باید بیماران تاوان این همه اشتباه را بدهند؟
مسافر اتوبوس: پنجشنبه گذشته باید به خیابان خسروی میرفتم. کارم اگر ضروری نبود آن وقت روز هرگز پا به این محدوده نمیگذاشتم. موقع غروب کمکم جمعیت و شلوغی بیشتر شد. تصمیم گرفتم با تاکسی اینترنتی به خانه برگردم، اما اینترنت قطع بود. اتوبوسی در خیابان نیز تردد نداشت.
یک مسیر را پیاده رفتم و در ادامه با یک موتوری خودم را به خانه رساندم. فردای آن روز شنیدم که چند اتوبوس در مشهد را سوزاندهاند. وقتی پنجشنبه شب بدون اتوبوس و وسیله عمومی در کنار خیابان مانده بودم با خودم گفتم یک شهر بدون اتوبوس و وسایل عمومی چگونه خواهد بود؟
مسافر بین شهری: دانشجوی کارشناسی ارشد هستم و این ترم قرار است از پایاننامهام دفاع کنم. استاد راهنما برای من از یک ماه قبل تاریخ گذاشته است تا دوشنبه برای گرفتن راهنماییهای لازم به شهرستان بروم. از روز گذشته بلیت موجود نیست. مجبورم با قیمت دو، سهبرابری با سواری به مقصد بروم. جدا از بلیت، استرس برگزاری جلسه دفاعم را دارم. چطور خودم را برسانم و ذهنم را آرام کنم که بتوانم دفاع کنم.
بیمار: خدا برای هیچکسی بد و بلایی پیش نیاورد که عزیزش به بیماری مبتلا شده باشد. خواهرم چند وقتی است که با بیماری سخت و صعبالعلاجی دستوپنجه نرم میکند. طوری که بیمارستانی قبولش نمیکند و از طرف دیگر هم در منزل شرایط نگهدای آن را نداریم، چون مراقبتهای خاص میخواهد. ناگزیر در مرکز مراقبت خصوصی با هزینهای گزاف از او نگهداری میکنند.
گاهی وضعیتش حاد میشود و باید با آمبولانس به نزدیکترین مرکز درمانی منتقل شود. روز گذشته به روال همیشگی از مرکز۱۱۵ برای او درخواست آمبولانس کردم، اما این ارتباط برقرار نشد. مشخص بود همه آمبولانسهای سطح شهر برای این شرایط اجتماعی گیروگرفتار شدهاند. به همین علت مجبور شدم حدود ۲ میلیون تومان هزینه به آمبولانس شخصی بدهم. با خودم فکر میکنم اگر یک بار دیگر حالش بد شود از کجا هزینه آن را بیاورم؟
راننده اسنپ: تنها راه امرار معاش ما از همین کار با اسنپ است. اینترنت برای اتفاقات قطع شده و کار ما عملا خوابیده است. مسافران هم در این شرایط خاص جرئت ندارند که از تاکسی اینترنتی استفاده کنند. دو روز است که در خانه ماندهام و کاسبی نکردهام.
کاسب: من از ترس اینکه به مغازهام هجوم آورند و اموالم را کف خیابان بریزند مجبورم تا عادی شدن شرایط در مغازهام را ببندم. خدا عاقبت همه ما را بهخیر کند و ریشه گرانی و ظلم را بکند و به داد مردم بیگناه برسد.